| من در تمام این لحظه ها با خود می اندیشم :
آخرین روز نمایشگاه در پاییزامسال با اولین روز آن چه فرقی داشت؟
آخرین روز نمایشگاه امسال هم بی صدا از راه رسید و باد سر گردان مثل همیشه بی مقصد آوای
رفتن سر داد٬کسی چه میداند ٬شاید تو هم سالهاست به دنبال کسی می گشتی که در پاییز
گم کرده ای!شاید آذرامسال برات تو و دیگران مثل همه سالها بود٬شاید از آمدنش خوشحال
نشوی!
اما برای من یک فرق اساسی با همه سالها خواهد داشت و آن اینکه امسال پاییز ٬من بی
دلیل هرروز بیشتر دوستت دارم و بی آنکه بدانم چرا ٬بیشتر به فکرت هستم .
اما نه .........
مهمترین فرقش چیز دیگری است..........
پاییز امسال عجیب بوی جدایی میدهد......
بوی غربت و تنهایی.........
بوی بی کسی و جدایی امسال تمام پاییز را در بر گرفته و من هرروز با هر نفس عمیق بوی
بغض فرو خورده آسمان را حس میکنم.
کاش آذر امسال تمامی نداشت.
کاش پاییز امسال مثل تمام قصه های کودکانه شروعی زیبا داشت.
کاش پاییز امسال آنقدر طولانی میشد تا من از دیدنت سیر میشدم.
کاش پاییز امسال بهار قصه من نبود........
از امسال پاییز معنای تلختری پیدا خواهد کرد :معنی تلخ جدایی......
چون از این پس به یاد خواهم آورد که تو را درپاییز گم کرده ام!
فردا روز دیگریست......
که بی تو.....
بر عمر تلف شده افزوده میشود.......
همین روز ها .......
روز رفتن ازراه می رسد و......
من طوری از خیال تو گم میشم ......
که انگار هرگز نبوده ام........
یا علی التماس دعا.
|